X
تبلیغات
رایتل

سلام توی اولین یادداشتم تصمیم دارم خاطره ی زیبای پسرم رو از روز معلم بنویسم  

امیدوارم جالب باشه ونظرتون رو برام بنویسید.  

روز معلم برای مراسم توی حیاط مدرسه به صف ایستاده بودیم .مجری داشت شعر زیبایی برای معلم می خواند. ازطرف اداره آموزش وپرورش شهرستان آمده بودن وتوی مراسم شرکت داشتند. جایگاه رو .........

جایگاه رو تزیین کرده بودند ودوتا دسته گل بزرگ را گذاشته بودن دو طرف محل اجرا.

دسته گلها رو گذاشته بودن توی دوتا گلدان شیشه ای بزرگ وپر از آب.  

در اواسط برنامه دعوت کردن از یکی از معاونان اداره که صحبت کنه .اوهم آرام ومطمئن به سمت جایگاه آمد،وقتی کنار گلدان بزرگ رسید یه دفعه گلدان تکانی خورد وبا صدای بلندی به زمین افتاد وآبش پاشید به کت وشلوار آقای معاون . 

جاتون خالی بچه ها رو می گی مثل بمب ترکیدن از خنده . جالب تراز همه اینکه معاون با همون لباس خیس مجبور شد صحبت کنه البته خوش بختانه خیلی خلاصش کرد. 

 

ببخشید آقای معاون.می بخشید. 

 

  

 

  

 

روز معلم مبارک 

 

 

 



تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1391 | 05:47 ب.ظ | نویسنده : مریم | نظرات (4)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

دلمشغولی های یک مامان


IranSkin go Up